‏نمایش پست‌ها با برچسب مذاکره. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مذاکره. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ تیر ۳۱, پنجشنبه

اصول و فنون مذاکره : 10 مهارت مذاکره فروش

تیم مشاوران مدیریت ایران :
ما در طول روز، همواره در حال مذاکره هستیم. مذاکره با خانواده، دوستان، همکاران و حتی مذاکره با خود. مذاکره کلید قفل ارتباط است. تمام فعالیتهای ارتباطی ما در محیط کار به نوبه خود یک مذاکره است. مذاکره برای استخدام، دریافت پاداش، دریافت وام، دفاع از برنامه پیشنهادی، خرید و فروش محصولات و خدمات سازمان. راز موفقیت فروشنده‌ حرفه‌ای در بکارگیری تکنیک‌های مذاکره، در زمان و مکان مناسب می‌باشد.
برخی تصور نادرستی از مذاکره فروش در ذهن دارند. انگار فقط فروشنده یک قیمت را روی قرارداد می‌نویسد و مشتری کاغذ گرفته و بلافاصله آن را امضا می‌نماید و همه‌چیز تمام می‌شود.
اما در دنیای واقعی، مکالمات دیگری ردوبدل می‌گردد :
 "پیش از امضا قرارداد، بهتر است در خصوص برخی جزئیات آن گفتگو کنیم".
حتی اگر اعتبار فروشنده در نزد مشتری بالقوه خیلی بالا باشد و در تمام فرایند فروش به انتظارات مشتری خود پاسخ داده باشد، همچنان بسته شدن قرارداد به بعد از مذاکره موکول می‌گردد. در این مرحله فروشنده از مهارت مشاوره باید به مهارت مذاکره سوییچ نماید. مهارت مذاکره فروش برای دستیابی به نتیجه برد-برد دو طرف است.

اصول فنون مذاکره فروش
اگر دو طرف مذاکره ، مهارت کافی مدیریت مذاکره را نداشته باشند، حتما در طول زمان، این مذاکره به جهت‌هایی غیر سازنده و نامرتبط متمایل خواهد شد. اگر فروشنده با این 10 مهارت مذاکره فروش، خود را مسلح نماید، قادر به مدیریت مذاکره باشد.

10 مهارت مذاکره فروش

تعداد تکنیک‌های مذاکره بسیار زیاد است، اما تعداد اندکی از آنان کاربردی و مفید هستند. یک مذاکره‌کننده حرفه‌ای باید تمام اصول فنون تکنیک‌های مذاکره حرفه‌ای را بداند. مهم‌ترین تکنیک‌های مذاکره فروش عبارت‌اند از :
  • امتیازات را کاملا شفاف کن
  • اول گوش کن، بعد حرف بزن
  • ارقام پیشنهاد به‌صورت محدوده بیان نگردد
  • همواره میانه بودن، خوب نیست
  • نوشتن متن قرارداد بعد از قطعی شدن
  • با فرد صاحب تصمیم مذاکره کن
  • امتیاز متقابل دادن
  • فقط در مورد قیمت صحبت نکن
  • جنبه‌های انسانی معامله مهم هستند
  • زمان ترک مذاکره را به ‌درستی تشخیص بده
هرکدام از موارد فوق تشریح خواهیم نمود.

1- امتیازات را تعریف کنید.

امتیازی که می‌دهد یا به دنبال آن هستید را از پیش تعیین نمایید.
مثال : در پای میز مذاکره فروش، خریدار تقاضای 35%  تخفیف یا 1 سال خدمات پس از فروش رایگان نموده و به نظر شما شرایط خوبی است. اما وقتی به شرکت بازگشتید تا متن قرارداد خود را تنظیم نمایید، متوجه  می‌شوید که پذیرش چنین شرایطی امکان‌پذیر نیست. در خصوص تخفیف‌ها، اشتانتیون‌ها و یا هر چیز مازادی که امکان دارد طرف مقابل از شما بخواهد، پیش از برگزاری جلسه با مشتری بالقوه، تمام سناریوهای ممکن را بررسی و برای هرکدام راه‌حلی بی اندیشید.

2- به مشتری راغب اجازه دهید که اول صحبت نماید.

شما وارد یک مبادله شده‌اید و مشتری راغب علاقه‌ای خود به مذاکره را اعلام نموده، پس هردو وارد گفتگو می‌شوید.بر اساس تفکر سنتی بین فروشندگان غیرحرفه‌ای، فروشنده برای انطباق سریع بین نیاز مشتری با محصول، پیشنهاد تخفیف را ارائه می‌دهد، حتی پیش از اینکه دهان خریدار باز شود. فروشنده حرفه‌ای اول گوش می‌دهد و بر اساس جملات مشتری، پاسخی به مشتری ارائه می‌نماید. باید به تفاوت گوش دادن به شنیدن نیز دقت نمایید.

3- پیشنهاد عدد در یک محدوده خوب نیست

حتما مشتری به دنبال تخفیف و کاهش قیمت به مقداری پایین‌تر از قیمت پیشنهادی شماست. در این حالت، یک عدد ثابت، برای تخفیف در نظر بگیرید و هرگز از یک محدوده استفاده ننماید. مثال : شاید بتوانم به شما 20% تا 22% تخفیف بدهم. حتما مشتری 22% تخفیف را مبنا می‌گیرد.
اصلا چرا دو عدد را بیان می‌نمایید؟ یک عدد ثابت را پیشنهاد نمایید و بعدا آن را در طی قرارداد افزایش یا کاهش دهید. استفاده از کلمه "بین" یا "تا" برای تخفیف دادن اشتباه محض می‌باشد.

4- میانه بودن خوب نیست

بر اساس روانشناسی فروش و عصب پایه Neuro-Selling ، پیشنهاد قیمت/تخفیف با نصف کردن پیشنهاد خریداری بیشتری از اینکه مفید باشد، مضر خواهد بود. مثال: قیمت محصولی 1000 تومان و مشتری راغب از شما 50% تخفیف می‌خواهد، اما فروشنده پایین‌تر از 750 تومان نمی‌تواند محصول خود را بفروشد.
  • فروشنده غیرحرفه‌ای : می‌توانم به شما 25% تخفیف دهیم (نصف درصد موردنظر مشتری : مساوی باقیمت کف).
  • فروشنده حرفه‌ای : می‌توانم به شما 17% تخفیف دهم (عددی مغایر با نصف درصد پیشنهادی مشتری : بالاتر از قیمت کف).
هرچه عدد تخفیف به سقف قیمت نزدیک‌تر باشد، احتمال پذیرش مشتری بیشتر خواهد بود. در این حال کل حاشیه سود یک‌دفعه با شمشیر تخفیف از بین نمی‌رود.

5- نوشته‌ها باید پیش‌تر موردبحث و جمع شده قرارگرفته باشند

مذاکره می‌تواند نوسان داشته و عقب و جلو به حاشیه کشیده شود. ایده‌های زیاد مطرح می‌گردد، تعدادی رد و تعدادی قبول و تعداد نیاز به مطالعه و تصمیم‌گیری دارند، فروشنده با بداند تا زمانی که مذاکره فروش تمام نشده ، چیزی به‌عنوان متن قرارداد معنا ندارد، مگر آنکه تمام موارد به‌صورت زبانی مورد تائید طرفین قرار گیرد.

6- مذاکره با صاحب تصمیم

با کسی وارد مذاکره شوید که قدرت تصمیم‌گیری نهایی را داشته باشد. بسیاری از فروشندگان غیرحرفه‌ای اشتباه مذاکره با فردی که صاحب قدرت تصمیم‌گیری نیست را بارها تکرار می‌نمایند. در این حالت، بعد از مذاکره اولیه و تخفیف به فرد غیر اصلی، نوبت آن است که با فرد اصلی شروع به مذاکره نمایید، حال وی با قیمت جدید با شما مذاکره را آغاز و از آن قیمت قصد دریافت تخفیف مجدد را خواهد داشت.

7- امتیاز گرفتن باید دوطرفه باشد

ارتباط سالم و شایسته بین فروشنده و مشتری در سایه احترام و اعتماد متقابل ایجاد می‌گردد. فروشنده زمانی باید امتیاز بدهد که در مقابل هر تقاضای مشتری، امتیازی دریافت کند. در این حالت یک مذاکره برد-برند صورت پذیرفته و این بیان‌کننده رابطه سود آورد دوطرفه خواهد بود.

8- حوزه گفتگو را فراتر از قیمت ببرید

قیمت، اصلی‌ترین بعد مذاکره فروش است، بنابراین فروشنده باید آماده مواجه با درخواست تخفیف باشد. تا زمانی که قیمت به ارزش و ارزش به درک مشتری و رضایت وی از محصول گره‌خورده باشد، فروشنده باید حتما چیزی مازاد بر محصول را به مشتری پیشنهاد دهد. پیشنهاد یک امتیاز خاص با توجه شرایط مذاکره می‌تواند متغیر باشد.

9- در مذاکره خیلی خشک نباشید

مشتری بالقوه و فروشنده در دو سوی میز مذاکره نشسته‌اند، اما اگر توافقی صورت گیرد، شریک یکدیگر خواهند بود.بحث و گفتگو با لبخند پیش گیرید و خیلی خشک نباشد، کسی قصد ریختن خود دیگری را ندارد .

10- ترک مذاکره در صورت نیاز

فروشنده نباید بازیچه دست مشتری گردد.اگر تقاضای مشتری غیرمنطقی یا بی‌ثمر است، از رها نمودن مذاکره فروش نترسید. اگر مشتری در خصوص محصول شما نظر مساعدی ندارد و قیمت را به‌هیچ‌وجه متناسب با پیشنهاد شما نمی‌داند و قصد تخریب دارد، او را فراموش کنید، مشتریان بالقوه دیگری هستند.
مطلب مرتبط:





تلگرام خبرنامه مدیریت تجارت
مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم بوده و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.

۱۳۹۴ مهر ۲۳, پنجشنبه

اصول و فنون مذاکره - تحلیل رفتار فرد مقابل Transactional Behavior : TA

تیم مشاوران مدیریت ایران :
در اصول فنون و تکنیک مذاکره همواره به دنبال شناخت 3 عنصر اصلی یک مذاکره هستیم :
شناخت از خود
شناخت از طرف مقابل مذاکره
محیط مذاکره (عوامل موثر پیرامونی)
اگر به دنبال درک و شناخت درست از رفتار طرف مقابل خود هستید، خواه در یک جلسه مذاکره تجاری باشید و یا یک مکالمه عادی بین شما و یک فروشنده ، یک دوست یا مدیرتان، باید بتوانیم رفتار طرف مقابل را تحلیل و استراتژی مناسبی در نحوه مواجه با آن بیابید. پس تحلیل رفتار و علت بروز آن بسیار ضروری است. باید بدانیم که در مقابل هر عمل یا گفته‌ای چگونه عکس‌العمل نشان دهیم تا رابطه، گفتگو یا مذاکره در زمان مدنظر انجام شود.
Ego states Transactional TA تحلیل رفتار فرد مقابل
Ego states Transactional TA تحلیل رفتار فرد مقابل
گاها پیش می‌آید که شما شاهد الگوهای مخرب تکراری در روابط خود با دیگران هستید. مثلا :
1. در رابطه‌ای هستید که به‌طرف مقابل نمی‌تواند "نه" بگویید.
2. در رابطه‌ای که در آن شما همواره حالت دفاعی دارید. انگار که از شما همواره انتقاد می‌گردد و شما باید از خود دفاع کنید.
3. در رابطه‌ای که فرد مقابل همواره شما را به حالت شنونده می‌برد. این فرد اصلا برایشم مهم نیست که از شما بشنود و تنها اوست که حرف میزند. شما به خود میگویید که دفع بعد این‌گونه نخواهد بود و من باید حرفم را بزنم.
تحلیل رفتار متقابل (Transactional Behavior (TA رویکرد علمی است که با کمک مدل آقای دکتر اریک برن به بررسی روابط بین فردی می‌پردازد.
تحلیل رفتار متقابل بر این نکته تمرکز و تاکید دارد که حالت و رفتار هر فرد نقش مهمی در نحوه رفتار طرف مقابل رابطه با آن فرد دارد. (تاثیر بر مدل ایجاد رابطه مقابل دارد.)
اصول و فنون مذاکره تحلیل رفتار فرد مقابل
مدل TA رفتار هر فرد را به سه سطح یا سه حالت و یا سه Ego States تقسیم می‌نماید.
1- حالت Parent که با P نشان داده می‌شود و به آن حالت والد (حالت من والدینی) گفته می‌شود.
در این حالت ما فکر و احساسی و یا رفتاری شبیه والدین خودداریم . از کلماتی نظیر آنان نیز در مواجه اتفاقات استفاده می‌نماییم . مانند : بحث نکن، خجالت بکش،ساکت باش.بدبخت میشی.نگران نباش. کمکت می‌کنم.
2- حالت Adult که با A نشان داده می‌شود و به آن حالت بالغ (حالت من بالغ) گفته می‌شود.
در این حالت فکر و احساسی و یا رفتاری مربوط به زمان حال دارد و کاملا واقع‌گرایانه و منطقی است.
3- حالت Child که با C نشان داده می‌شود و به آن حالت کودک (حالت من کودکی) گفته می‌شود.
در این حالت ما فکر و احساسی و یا رفتاری مربوط به دوران کودکی خود را دوباره تجربه می‌نماییم. از کلماتی که در ان دوران در مواجه با اتفاقات استفاده می‌نمودیم دوباره بهره می‌گیریم . مانند : من نمیخوام، من نمیتوانم، من این را حتما میخوام
ما نمی‌توانیم مستقیما اين حالت‌ها را مشاهده نماییم، اما می‌توانیم با مشاهده و تحلیل رفتار طرف مقابل، تشخيص دهيم كه در آن لحظه کدام‌یک از سه حالت بر فرد حاكم است.
حالت والد و کودک نیز خود دارای زیرمجموعه‌هایی است.
من والدینی :
1- من والديني پرورشي
آن قسمت از شخصيت فرد كه به رفتار ديگران توجه می‌نماید. زمانی كه فرد در این حالت است، دوست دارد که برای دیگران مادری کند و برای رفتار ديگران محدودیت‌هایی تعيين و به آن جهت بدهد . به خیر و صلاح طرف مقابل خیلی فکر می‌نماید. اين به معنای تحقير كردن طرف مقابل نيست.
2- من والديني انتقادگر / والد سرزنش گر
در این حالت فرد تحلیل ارزشی انجام داده و قضاوت گر طرف مقابل می‌شود. اين افراد تمام پاسخ‌های خود را کلمه باید آغاز می‌نمایند.
من کودک :
1- من كودكی شاد
افرادي كه در این حالت، كارهایی که علاقه دارند را انجام می‌دهند. اما رفتارشان برای ديگران مخرب و آزاردهنده نيست.
2- من كودكی مخرب (سازگار و ناسازگار)
افرادی كه در این حالت، كارهایی که علاقه دارند را انجام می‌دهند. اما رفتارشان برای ديگران مخرب و آزاردهنده است.
- من کودک مخرب سازگار : رفتار فرد آزاردهنده است اما با کوچک‌ترین سرزنش از ادامه آن پرهیز می‌نمایند. (مثل کارمندی که به دیر آمدن خود تا جایی ادامه می‌دهد که نهایتا مدیر به او اخطار دهد، سپس هرگز دیر نمی‌آید)
- من کودک مخرب ناسازگار : رفتار فرد آزاردهنده است اما با حتی با سرزنش به رفتار آزاردهنده خود ادامه می‌دهد. این افراد زيركانه خود را به گيجی، فراموشی زده و با به تعويق انداختن برخی وظایف و امور، از خواسته‌های ديگران سرباز می‌زنند. (مثل کارمندی که باوجود گرفتن چندین اخطار و حتی توبیخ شدن، همچنان فقط از روی لجبازی به هر بهانه‌ای دیر می‌آید و این کار را تا اخراج شدن یا حتی درگیری فیزیکی با مدیر خود پیش می‌برد)
ما به‌عنوان مشاوره مدیریت، از تمام مديران مي‌خواهيم كه از گسترش بیش‌ازحد شکل‌های سازگاری و ناسازگاری «من كودكی مخرب» كاركنان خود جلوگيری كنند.
هنگامی‌که ما در حالت بالغ هستیم، به‌دوراز پیش‌داوری می‌توانیم واقعیت موجود را دریافت و تحلیل نمایم. پس آگاهی ما در حالت بالغ بسیار بیشتر از رفتارهای برنامه‌ریزی‌شده ما در حالت والد و یا حالت کاملا بی‌برنامه کودکی است.
سه سطح رفتار متفابل فردی
3 حالت من در یک فرد : والدینی، بالغ، کودک
در اصول و فنون مذاکره از مدل TA برای پررنگ نمودن و تقویت حالت بالغ Adult استفاده می‌نماییم تا تصمیمات آگاهانه و منطقی و خارج از رفتارهای احساسی و هیجانی صورت پذیرد.
حالت‌های تکراری که در ابتدا موردبررسی قراردادیم، هیچ‌کدام مربوط به حالت بالغ نبودند.حالت بالغ، والد و کودک هرکدام به‌تناوب در طی روز تکرار می‌شوند و بین این سه حالت دائم در حالت جهش و تغییر وضعیت هستیم. این تغییر وضعیت کاملا بر اساس نوع رفتار و برخورد دیگران با ما اتفاق می‌افتد. انگار در مقابل حالت‌های رفتاری دیگران، ما دارای سه استراتژی عکس‌العملی یا پاسخ‌دهنده داشته باشیم. پس حضور در هر حالت نشان‌دهنده نوع پاسخ شما به فرد مقابلتان است.
با چند مثال شاید بتوانیم این مطلب بیشتر تشریح نماییم :
1- فرض که کارمندی با تاخیر زیادی به محل کار خود رسیده و جلسه مهمی را ازدست‌داده و مدیرش بسیار عصبانی است.
مدیر : توبه هیچ دردی نمی‌خوری .
کارمند : میدونم . ببخشید.
در این مثال ممکن است که مدیر در ابتدا در حال بالغ بوده باشد اما با دیدن کارمند به حالت والدینی سرزنش گر می‌رود. کارمند نیز در ابتدای ورود در حالت بالغ بوده است اما با برخورد با مدیر عصبانی به حالت کودک خود می‌رود.
2- فرض که دو دانشجوی هم‌خانه هستند.
دانشجوی اول که در حمام یک عنکبوت دیده و به خاطر فوبیایی که نسبت به عنکبوت دارد حاضر نیست به داخل حمام برود.
دانشجوی دوم می‌گوید نگران نباش، من حلش می‌کنم.
در این مثال، دانشجوی اول با دیدن عنکبوت به حالت کودک خود رفته و به دنبال یک فرد در حالت والد به‌صورت حامی می‌گردد. دانشجوی دوم ممکن است در همان لحظه در حالت کودک بوده باشد اما بلافاصله به حالت والد حمایت خود سوییچ می‌کند و به دانشجوی اول کمک می‌نماید.
بر اساس تصویر، رابطه بین افراد بر اساس فلش‌هایی موازی ترسیم‌شده است. این روابط را روابط مکمل یا موازی گفته می‌شود.
این نوع از رابطه بسیار پایدار و بادوام است زیرا : دریافت‌کننده پاسخ از همان منبعی که پیش‌بینی می‌نمود به پاسخ مناسب خود دست‌یافت است. ( پاسخ حالت کودک از حالت والد )
اما این تنها حالت نمی‌تواند باشد.
فرض که رابط مدیر با کارمند این‌گونه باشد :
مدیر : تو به هیچ دردی نمی‌خوری .
کارمند : تو حق نداری با من این‌گونه حرف بزنی.
در حالت کارمند به‌جای رفتن به حالت کودک به حالت والد سرزنش گر می‌رود. حال ما دو والد سرزنش گر داریم.
بر اساس تصاویر، رابطه بین افراد بر اساس فلش‌هایی متقاطع ترسیم‌شده است. این روابط را رابطه متقاطع میگویند. این نوع رابطه ناپایدار و شکننده است.
این رابطه یا کاملا از بین می‌رود و یا یکی از طرفین تغییری در حالت خود داده تا در مقابل حالت طرف مقابل به رابطه‌ای مکمل یا موازی برسد. در همین مثال درنهایت با عذرخواهی مدیر، تعادل در سیستم برقرار می‌شود.
مدیر : تو به هیچ دردی نمی‌خوری.
کارمند : تو حق نداری با من این‌گونه حرف بزنی.
مدیر : نباید دیر بیایی.
کارمند : دیر آمدم، ولی تو حق نداری با من این‌گونه حرف بزنی. به مدیرعامل گزارش میدهم.
مدیر: خوب. دیر اومدی دیگه.
کارمند: باید ازم عذر خواهی کنی.
....
مدیر : عذر میخواهم
کارمند : مشکلی نیست. من هم میدونم شما عمدی نگفتید ...
با توجه به خطر شکایت کارمند از مدیر خود به مدیرعامل، مدیر خطری را احساس و از حالت والد سرزنش گر به حالت کودک سازگار تبدیل شد و کارمند از حالت کودک به حالت والد سرزنش گر میرود.
در کل می‌توان این‌گونه بیان نمود که رابطه زمانی به تعادل یا همان تفاهم می‌رسد که رابطه دوسویه موازی یا مکمل ایجاد شود .
اما شاید بپرسید : کدام حالت بهتر است ؟ کدام فرد شخصیت و رفتار سالم‌تری دارد ؟
افراد از اين سه حالت در زمان‌های مختلف استفاده می‌نمایند. فردی که دارای شخصیت و رفتار سالم است، تعادلي از اين سه حالت را حفظ می‎كند، و به‌خصوص بين« من والد پرورشي»، « من بالغ» و «من كودكي شاد» تعادلی مناسبی ایجاد می‌نمایند.
حتي افرادی که همواره در حالت (من بالغ) هستند، حتما مشکل‌آفرین خواهند بود. زیرا کارکنان با یک فرد کاملا منطقی مواجه بوده و شادی در محیط کار بسیار کمرنگ می‌گردد و این خستگي را به محيط كار می‌آورد، اين افراد در كار غرق‌شده و نمی‌توانند در محيط كار با ديگران شوخي كنند.
تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

۱۳۹۴ شهریور ۱۹, پنجشنبه

کجای میز مذاکره بنشینیم ؟

نوشته شده توسط دکتر سیدرضاآقاسیدحسینی on 

تیم مشاوران مدیریت ایران :
هنگامی‌که بحث از مذاکره پیش می‌آید، همگان به اصول و فنون مذاکره  می‌اندیشند، حال‌آنکه بخشی از این اصول مرتبط با تشریفات مذاکره و چیدمان وسایل است.
یکی از این موارد نیز مرتبط محل استقرار کارکنان، پیرامون میز جلسه مذاکره (کنفرانس یا نشست کارکنان با ریاست سازمان) است. (دقت نمایید که از کلمه رئیس و نه مدیر استفاده می‌نماییم)
محل نشستن فرد در پشت میز جلسه خود یک بیانیه سیاسی در مورد جایگاه و نقش فرد در فرایند گفتگو و اهمیت وی در جایگاه سازمانی خویش است.
در قرون‌وسطی، مقام و اصالت خانوادگی هر فرد از محل نشستن وی در مجالس رسمی مشخص می‌گردید و بسیار پیش می‌آمد که به خاطر اختلاف بر سر محل نشستن کار به شمشیر کشیدن بر روی یکدیگر می‌رسید. به همین دلیل است که امروزه جایگاه هر فرد در پیرامون یک میز شام رسمی با کارت‌هایی حاوی نام افراد مشخص‌شده است. حتی در امریکا، هنگامی‌که وزرای کابینه برای ادای توضیحات به کمیته‌های مختلف سنا حاضر می‌شوند، جایگاه وزیر و دستیاران وی با کاغذی از پیش مشخص‌شده است.
در جلسات مذاکره تجاری حرفه‌ای و سیاسی، معمولا جایگاه افراد توسط میزبان مشخص می‌گردد. اینکه در زمان جلسه مذاکره در کجای میز نشسته باشید بر زبان بدن و نحوه انتقال صحیح پیام غیرکلامی به مخاطب بسیار موثر است. جایگاه فیزیکی، القاکننده نحوه درک دیگران از شماست. زیرا تا حدی از روی محل نشستن شما، می‌توان پی به نقشتان در طی جلسه برد.
با در نظر داشتن موارد فوق، قصد دارم تا در مورد قواعد ناگفته اما بسیار مفید محل نشستن در اتاق جلسه مذاکره توضیحاتی ارائه نمایم.
این قواعد را بدانید. بکار گرفتن یا نگرفتن آن بر عهده شماست. اما تاکنون حداقل در چند صد جلسه شرکت داشته‌ام که با شرایط زیر چیدمان شده بودند.
برای درک بهتر مطالب، تصویر شماتیکی از محل یک میز مذاکره / کنفرانس رسمی محیا شده است. عرض میز در مقابل در ورودی است. جایی از میز که نزدیک در است را (پایین میز) و طرف مقابل آن را (بالای میز) می‌نامند.
میزمذاکره
قواعد اولیه :
1- رئیس جلسه همواره در صندلی 1 می‌نشیند. این صندلی معمولا دارای پشتی بلندتر و کفی ضخیم‌تر است (مانند یک‌تخت سلطنتی). اگر شما در این جایگاه نشسته‌اید، به‌وضوح موقعیت‌سازمانی خود را بیان نموده‌اید.
2- فرد دیدارکننده با رئیس / مخالف / معترض در سمت مقابل، یعنی صندلی 2 می‌نشیند. کسی که بر روی این صندلی می‌نشیند نشان می‌دهد که برنامه یا دستور کارش با رئیس متفاوت است و قصد آن دارد تا بر سر آن مذاکره نماید. این فرد می‌تواند رئیس اتحادیه کارگری یک کارخانه یا یکی از کارکنان مخالف طرح‌های سازمان و یا مدیر سازمانی باشد که قصد ارائه پیشنهاد همکاری داشته باشد.
3- متحدین(همفکران) رئیس بر صندلی 3 و 4 می‌نشینند. نشستن بر این صندلی‌ها نشان از تمایل شما به رئیس و جایگاه وی است.
4- متحدین(همفکران) فرد مخالف بر صندلی 5 و 6 می‌نشینند. به معنای حمایت ضمنی از فرد مخالف است.
5- افرادی که در فرایند مذاکره مشارکت ندارند باید روی صندلی‌های کنار دیوار قرار گیرند. وقتی کنار دیوار باشید یعنی حتی برای گفتگو در دور میز دعوت ندارید. پس ساکت باشید. شماره 7 جایگاه دستیار یا میرزا بنویس رئیس است. شماره 8 جایگاه دستیار فرد مخالف است.
6- صندلی شماره 11 برای کسانی است تا آخرین لحظه در محل اتاق مذاکره حضورداشته و باید لحظاتی پیش از شروع جلسه اتاق را ترک نمایند. پس این صندلی نزدیک در خروجی است.
7- صندلی شماره 9 و 10 (و صندلی‌های طرفین آنان) جایگاه خنثی دارند. بیانگر چیز خاصی نیستند. اما اگر جلسه در مورد مشکلات مدیریت دپارتمان‌های متفاوت خود سازمان باشد، جایگاه شماره 9 محلی برای نشستن مدیری است که با مدیری که در صندلی 10 نشسته دچار مشکل شده است. مثلا مدیر بازاریابی در مقابل مدیر مالی سازمان.
8- صندلی شماره 12 و صندلی‌های هم‌ردیف آن‌که در کنار دیوار جایگاه افرادی است که نقشی در مذاکره ندارد و فقط قصد حضور در جلسه به‌عنوان ناظر و شنوده را دارند.

موارد ویژه :
1- نزدیکی : معمولا اتاق مذاکره در نزدیک‌ترین محل به اتاق رئیس انتخاب می‌شود.
2- اندازه : اگر تعداد افراد مشارکت‌کننده در جلسه بیش از تعداد صندلی‌های موجود باشد، معمولا افراد به‌صورت یک خوشه انگور در قسمت بالای میز به دور رئیس جمع می‌شوند. در این حالت جای شما مهم نیست. اما مهم این است که صندلی شماره یک فقط برای رئیس است.
3- جابجا شدن : صندلی‌های شماره 3 و 4 برای جابجایی‌های ناگهانی است. برای مثال اگر تمام صندلی‌ها اشتغال باشد و فردی که در سلسله‌مراتب از کسانی روی این صندلی‌ها نشسته‌اند بالاتر بوده و وارد اتاق جلسه شده و باید گزارشی را به رئیس دهد. این صندلی‌ها باید فورا خالی شود. پس تا زمانی که از جایگاه سازمانی خود مطمئن نیستید بر صندلی 3 و 4 ننشینید.
4- قدرت : اگر رئیس نیست و شما در جایگاه شماره1 نشسته‌اید به این معنا است که قصد دارید قدرت او را مستقیما به چالش بکشید. دیگران هم ‌فکر می‌کنند که شما یک فرد متکبر و بی موالات هستید.
5- ارائه مطالب : معمولا تخت وایت بورد یا پرده ویدیو پروجکشن بر روی دیوار در مقابل قسمت پایین میز و روبروی رئیس است. پس در هنگام پرزنت، صندلی شماره 5 و یا 6 مطلق به پرزنت کننده است.
منبع : 

کجای میز مذاکره بنشینیم ؟

 تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

۱۳۹۳ اسفند ۵, سه‌شنبه

هفت نکته مهم برای تعیین قیمت در مذاکره فروش

7 نکته بااهمیت که در هنگام مذاکره بر سر قیمت یک کالا یا خدمت باید از سوی پیشنهاددهنده، مدنظر باشد :
 1- هرگز از شرط قیمتی، پایین‌تر نیایید.
شرط قیمتی (قیمت کلام آخر / قیمت مشروط Reservation Price) عبارت است خط قرمز قیمتی که کاهش قیمت و رسیدن به آن، فروشنده را نسبت به معامله بی‌تفاوت خواهد شد. به این معنا که حداقل قیمتی است که یک فروشنده حاضر است کالای خود را عرضه نماید.
به این نقطه، نقطه سربه‌سر قیمت نیز میگویند. در این حالت میزان حاشیه سود به سطحی غیر مساعد وارد می‌گردد.
پس شرط قیمتی خود را تعیین و پایین‌تر از آن نیایید.
2- بر ارزش تمرکز نمایید.
در زمان مذاکره بر ارزش ارائه‌شده به مشتری به‌جای قیمت تمرکز نماید.
اگر مذاکره فقط برای تعیین قیمت است، ارائه‌دهنده پایین‌ترین پیشنهاد برنده مذاکره خواهد بود.
پس باید نشان دهید که پیشنهادتان ویژه، متفاوت و خارق‌العاده‌تر از دیگران است. اگر توانایی ترجیح مشتری را در فرایند مذاکره داشته باشید، باید قادر به توجیه محصول یا خدمت خود بوده و نشان دهید که ارزش پیشنهادی در سطح گران‌ترین محصولات بازار است. اما از فروش بوی کباب بپرهیزید.
3- با خودتان وارد مذاکره نشوید.
قیمتی را ارائه نموید، حال با خودتان میگویید: "آیا می‌توانستم قیمت بهتری پیشنهاد بدم؟"
فرض که 10% قیمت خود را کاهش می‌دادید و بعداً متوجه می‌شدید که تنها فردی بودید که پیشنهاد قیمت داده است. پس شما با خودتان وارد مذاکره قیمت شده‌اید.
در این موارد با خودتان بگویید: از کجا معلوم که با همین قیمت، خرید صورت نگیرد ؟
تخفیف گرفتن برای همین موارد است و این صندلی برای شروع مذاکره بر سر قیمت است. پس جا نزنید.
اگر احساس نمودید که ممکن است فاصله قیمت مدنظر با قیمت پیشنهادی زیاد باشد، باز بگذارید در فرایند چانه‌زنی به قیمت توافقی نزدیک شویم.
ابتدا با جمله "فکر نکنم بتونم به این قیمت به شما تقدیم کنم" شروع کنید و بعد با بررسی شرایط خاص مشتری، به تعدیل قیمت اقدام نمایید و به سمت جایی بین قیمت پیشنهادی خود و قیمت درخواستی مشتری بروید. لطفاً این قسمت بازی را درست انجام دهید تا قیمت و برند خود را تخریب نکنید.
4- توجیه قیمت.
اگر فقط یک عدد را به‌دلخواه انتخاب و پیشنهاد نموده‌اید، شاید خیلی خودخواهانه و مستبدانه انتخاب‌شده باشد، پس باید در نظر داشته باشید که احتمالاً مجبور به کاهش شدید آن نیز باشید.
اما اگر عدد انتخاب‌شده، منطقی باشد، احتمال اینکه در فرایند چانه‌زنی خیلی کاهش یابد، بسیار ناچیز است. در این صورت، خریدار به قیمت منصفانه فروش پی برده و سود فروشنده را نیز منطقی می‌داند و این معامله را برد،برد می‌داند.

اخبار مدیریت و تجارت